۱۹ بهمن ۱۴۰۴

مجتمع فولاد روهینا جنوب – صنعت فولاد در بیش از یک قرن گذشته نه‌تنها فعالیت تولیدی مهم، بلکه به معیاری نمادین برای سنجش قدرت صنعتی کشورها تبدیل شده است. وقتی درباره اقتصادهای قدرتمند جهان صحبت می‌کنیم (از ایالات متحده و آلمان گرفته تا چین، ژاپن و کره‌جنوبی) همه آنها یک ویژگی مشترک دارند؛ صنعت فولاد پیشرفته، گسترده و راهبردی. این موضوع تصادفی نیست. فولاد در قلب زیرساخت، تولید، فناوری و حتی قدرت نظامی قرار دارد و به همین دلیل وضعیت صنعت فولاد یک کشور تصویری روشن از سطح توسعه صنعتی آن ارائه می‌دهد.

چرا صنعت فولاد شاخص قدرت صنعتی کشورها است؟

نخستین دلیل اهمیت فولاد، نقش بنیادی آن در زیرساخت‌هاست. هیچ کشوری بدون زیرساخت‌های فیزیکی قدرتمند نمی‌تواند به رشد صنعتی پایدار برسد. پل‌ها، راه‌آهن، بنادر، فرودگاه‌ها، نیروگاه‌ها، سدها و ساختمان‌های بلندمرتبه و… همگی وابسته به فولاد هستند. استحکام، شکل‌پذیری و دوام فولاد باعث شده این ماده به ستون فقرات ساخت‌وساز مدرن تبدیل شود. هرچه یک کشور پروژه‌های زیرساختی گسترده‌تر و پیچیده‌تری اجرا کند، مصرف فولاد آن بیشتر است. بنابراین، تولید و مصرف فولاد مستقیماً با سطح توسعه عمرانی و صنعتی گره خورده است.

دومین عامل، پیوند عمیق فولاد با صنایع مادر و زنجیره‌های ارزش صنعتی است. فولاد یک صنعت بالادستی محسوب می‌شود که ده‌ها صنعت دیگر به آن وابسته‌اند. خودروسازی، کشتی‌سازی، صنایع ریلی، ماشین‌سازی، لوازم خانگی، تجهیزات نفت و گاز، صنایع معدنی و حتی انرژی‌های تجدیدپذیر همگی مصرف‌کنندگان اصلی فولاد هستند. اگر کشوری نتواند فولاد موردنیاز این بخش‌ها را تأمین کند، یا باید واردات گسترده داشته باشد (که وابستگی ایجاد می‌کند) یا با محدودیت در رشد صنعتی مواجه می‌شود. در مقابل، کشوری با صنعت فولاد قوی می‌تواند زنجیره‌های تولید داخلی را کامل‌تر کرده و ارزش افزوده بیشتری در داخل مرزهای خود ایجاد کند.

سومین نکته، پیچیدگی فناورانه صنعت فولاد است. تولید فولاد مدرن تنها ذوب سنگ‌آهن نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از فناوری‌های پیشرفته در حوزه متالورژی، مهندسی مواد، اتوماسیون صنعتی، کنترل کیفیت، شیمی صنعتی و مدیریت انرژی را در بر می‌گیرد. تولید فولادهای آلیاژی خاص، فولادهای مقاوم به حرارت یا خوردگی، فولادهای سبک و پرمقاومت برای صنایع پیشرفته، نیازمند دانش فنی بالا و زیرساخت تحقیق و توسعه (R&D) قوی است. بنابراین، سطح فناوری صنعت فولاد نشان‌دهنده توان علمی و مهندسی یک کشور نیز هست. کشورهایی که در تولید فولادهای خاص پیشرو هستند، معمولاً در سایر فناوری‌های پیشرفته هم جایگاه بالایی دارند.

چهارم، مقیاس سرمایه‌گذاری و سازمان‌دهی صنعتی در این بخش است. احداث مجتمع فولادسازی بزرگ نیازمند میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری، دسترسی پایدار به انرژی، آب، مواد اولیه و شبکه حمل‌ونقل کارآمد است. همچنین مدیریت چنین واحدهایی مستلزم برنامه‌ریزی کلان، سیاست‌گذاری صنعتی و هماهنگی بین بخش‌های مختلف اقتصاد است. بنابراین، وجود صنعت فولاد قدرتمند نشان می‌دهد که کشور مربوطه توانایی بسیج منابع، مدیریت پروژه‌های عظیم و اجرای سیاست‌های صنعتی بلندمدت را دارد؛ ویژگی‌هایی که از ارکان قدرت صنعتی محسوب می‌شوند.

پنجمین عامل، نقش فولاد در اشتغال و توسعه منطقه‌ای است. مجتمع‌های فولادی معمولاً به‌صورت خوشه‌های صنعتی عمل می‌کنند و صنایع پایین‌دستی متعددی در اطراف آن‌ها شکل می‌گیرد. این امر باعث ایجاد هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم، توسعه شهرهای صنعتی و رونق مناطق کمتر توسعه‌ یافته می‌شود. از این رو، صنعت فولاد علاوه بر بعد فنی، ابزار مهم سیاست‌گذاری برای توسعه متوازن منطقه‌ای نیز هست. کشوری که بتواند از این صنعت برای ایجاد خوشه‌های صنعتی پویا استفاده کند، ساختار اقتصادی متنوع‌تر و مقاوم‌تری خواهد داشت.

ششم، بُعد راهبردی و امنیتی فولاد است. در شرایط بحران‌های جهانی، جنگ‌ها یا تحریم‌های اقتصادی، دسترسی به فولاد اهمیت حیاتی پیدا می‌کند. صنایع دفاعی، تولید تجهیزات سنگین، وسایل نقلیه نظامی، کشتی‌ها و زیرساخت‌های حیاتی همگی وابسته به فولاد هستند. کشوری که در تولید فولاد خودکفا و توانمند باشد، در برابر فشارهای خارجی آسیب‌پذیری کمتری دارد. به همین دلیل، بسیاری از دولت‌ها حتی در اقتصادهای آزاد، صنعت فولاد را کاملاً به حال خود رها نمی‌کنند و از آن حمایت راهبردی به عمل می‌آورند.

هفتمین دلیل، نقش فولاد به‌عنوان شاخص آماری توسعه صنعتی است. تولید سرانه فولاد یا مصرف سرانه فولاد از دیرباز یکی از شاخص‌هایی بوده که اقتصاددانان صنعتی برای سنجش سطح صنعتی‌شدن کشورها استفاده می‌کنند. معمولاً با رشد صنعتی، تقاضا برای فولاد افزایش می‌یابد. هرچند در اقتصادهای بسیار پیشرفته سهم خدمات بالا می‌رود، اما زیرساخت و پایه صنعتی آنها بر دهه‌ها سرمایه‌گذاری در فولاد استوار بوده است. جهش تولید فولاد چین در دو دهه اخیر، نمونه‌ای روشن از همبستگی میان گسترش صنعت فولاد و تبدیل‌شدن به یک قدرت صنعتی جهانی است.

در نهایت، باید به پیوند صنعت فولاد با بهره‌وری انرژی و محیط‌زیست اشاره کرد. صنعت فولاد یکی از انرژی‌برترین صنایع است و مدیریت مصرف انرژی، کاهش آلاینده‌ها و حرکت به‌سمت فناوری‌های کم‌کربن، چالش‌های بزرگی در این حوزه هستند. کشورهایی که بتوانند فولاد را با فناوری‌های پاک‌تر و بهره‌ورتر تولید کنند، نه‌تنها مزیت رقابتی اقتصادی به‌دست می‌آورند، بلکه در مسیر توسعه پایدار نیز پیشرو خواهند بود. این موضوع نشان می‌دهد که قدرت در صنعت فولاد فقط به حجم تولید محدود نیست، بلکه کیفیت فناوری و کارایی نیز اهمیت دارد.

در مجموع، صنعت فولاد را می‌توان آیینه‌ای از توان صنعتی، فناورانه، مدیریتی و راهبردی یک کشور دانست. از زیرساخت و زنجیره تولید گرفته تا امنیت ملی و نوآوری فناورانه، فولاد در لایه‌های مختلف قدرت صنعتی حضور دارد. به همین دلیل است که هرگاه نام قدرت‌های صنعتی جهان مطرح می‌شود، پشت آنها صنعتی ایستاده که شاید در ظاهر ساده به نظر برسد، اما در واقع یکی از پیچیده‌ترین و اثرگذارترین ارکان اقتصاد مدرن است.

 

مطالب مشابه: