۳ خرداد ۱۴۰۵

مجتمع فولاد روهینا جنوب – صنعت فولاد، ستون فقرات توسعه صنعتی جهان، همواره در میان دوگانگی «قدرت اقتصادی» و «بار زیست‌ محیطی» قرار داشته است. از یک سو، فولاد ماده حیاتی برای زیرساخت‌ها، حمل‌ونقل و انرژی است و از سوی دیگر، این صنعت یکی از بزرگترین تولیدکنندگان دی‌اکسید کربن (CO2) در جهان محسوب می‌شود. در حالی که جهان به سمت اقتصاد کربن‌صفر (Net-Zero) حرکت می‌کند، مفهوم «فولاد سبز» از یک اصطلاح زیست محیطی به ضرورتی برای بقای اقتصادی تبدیل شده است.

فولاد سبز به فرآیندی از تولید آهن و فولاد اطلاق می‌شود که در آن ردپای کربن به حداقل ممکن می‌رسد. این امر برخلاف تصور عمومی، تنها به معنای جلوگیری استفاده از مواد تخریب کننده محیط زیست نیست؛ بلکه به معنای تغییر بنیادین در زنجیره تأمین انرژی، استفاده از مواد اولیه بازیافتی و جایگزینی سوخت‌های فسیلی با حامل‌های انرژی پاک مانند هیدروژن سبز و الکتریسیته حاصل از منابع تجدیدپذیر است.

فولاد سبز

چرا نمی‌توان به روش‌های سنتی تکیه کرد؟

دلیل اصلی فشار بر صنعت فولاد سنتی، تغییر در قواعد بازی جهانی است. سه عامل اصلی این ضرورت را دیکته می‌کنند:

  1. مکانیزم‌های مالیاتی و دیپلماسی کربن: یکی از بزرگترین تهدیدها برای صادرات‌محور بودن صنایع سنگین، اجرایی شدن مکانیزم‌های تعدیل مرزی کربن (مانند CBAM در اتحادیه اروپا) است. طبق این قوانین، محصولاتی که در فرآیند تولید خود کربن زیادی آزاد می‌کنند، هنگام ورود به بازارهای توسعه‌یافته باید مالیات‌های سنگینی پرداخت کنند. این یعنی فولاد سنتی، در آینده‌ای نزدیک، محصولی «گران و غیررقابتی» خواهد بود.
  2. فشار سرمایه‌گذاران و استانداردهای ESG: امروزه جریان سرمایه‌گذاری جهانی به شدت تحت تأثیر معیارهای زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) قرار دارد. بانک‌ها و موسسات مالی بزرگ، تسهیلات خود را به شدت به سمت صنایعی سوق می‌دهند که مسیر مشخصی برای کاهش آلایندگی دارند. صنایعی که در مسیر گذار به فولاد سبز باشند، دسترسی به سرمایه ارزان‌تر و بهتری خواهند داشت
  3. امنیت انرژی و پایداری منابع: روش‌های سنتی (مانند کوره بلند یا Blast Furnace) به شدت به زغال‌سنگ و سوخت‌های فسیلی وابسته هستند. در دنیایی که نوسانات قیمت انرژی و محدودیت منابع فسیلی یک واقعیت تلخ است، گذار به سمت تکنولوژی‌هایی که از هیدروژن یا برق تجدیدپذیر استفاده می‌کنند، نوعی بیمه برای امنیت انرژی و استمرار تولید محسوب می‌شود.

در واقع، گذار از فولاد سنتی به سبز، انتخاب اخلاقی برای حفظ سیاره نیست، بلکه استراتژی بقای تجاری برای حفظ سهم بازار در اقتصاد نوین است.

 

ابزارهای مهندسی برای کربن‌زدایی

برای درک چگونگی گذار از فولاد سنتی به سبز، ابتدا باید متوجه شد که چالش اصلی کجاست. در روش سنتی (کوره بلند یا Blast Furnace)، زغال‌سنگ هم به عنوان «منبع انرژی» و هم به عنوان «عامل احیاکننده» عمل می‌کند. یعنی کربن زغال‌سنگ با اکسیژن سنگ معدن آهن واکنش داده و به عنوان محصول جانبی، دی‌اکسید کربن آزاد می‌کند. برای حذف این کربن، مهندسان بر سه محور اصلی تمرکز کرده‌اند که شامل جایگزینی عامل احیاکننده، تغییر منبع انرژی و بهره‌گیری از بازیافت می‌باشد:

1.تکنولوژی احیای مستقیم (DRI) و انقلاب هیدروژن

یکی از امیدوارکننده‌ترین مسیرها برای کاهش آلایندگی، استفاده از فرآیند احیای مستقیم (Direct Reduced Iron) است. در این روش، به جای ذوب سنگ معدن در کوره‌های غول‌ پیکر، سنگ معدن در حالت جامد با یک گاز احیاکننده برخورد می‌کند تا اکسیژن آن جدا شود.

  • از گاز طبیعی به هیدروژن: در حال حاضر، بسیاری از واحدهای DRI از گاز طبیعی (CH₄) برای تولید گاز احیاکننده استفاده می‌کنند که اگرچه نسبت به زغال‌سنگ آلایندگی کمتری دارد، اما همچنان کربن تولید می‌کند. اما هدف نهایی، جایگزینی گاز طبیعی با هیدروژن (H₂) است. در فرآیند “احیای سبز”، هیدروژن با اکسیژن سنگ معدن واکنش می‌دهد و به جای CO₂، محصول جانبی آن صرفاً بخار آب (H₂O) است. این یعنی فرآیند تولید، عملاً بدون کربن خواهد بود.
  • چالش هیدروژن سبز: برای اینکه این فرآیند واقعاً “سبز” باشد، هیدروژن نباید از گاز طبیعی (با روش Steam Reforming) تولید شود، بلکه باید از طریق الکترولیز آب با استفاده از برق تجدیدپذیر (خورشیدی یا بادی) به دست آید.

 

2.کوره قوس الکتریکی (EAF) قهرمان اقتصاد چرخشی

اگر DRI مسیر تولید آهن از سنگ معدن است، کوره قوس الکتریکی (Electric Arc Furnace) مسیر تولید فولاد از آهن اسکراپ (ضایعات فلزی) است.

  • نقش بازیافت: کوره قوس الکتریکی به شدت بر اقتصاد چرخشی متکی است. به جای استخراج منابع جدید از زمین، از آهن‌های بازیافتی استفاده می‌کند که انرژی بسیار کمتری برای فرآیند تولید نیاز دارند.
  • الکتریسیته سبز: کلید “سبز شدن” این کوره در منبع تغذیه آن نهفته است. اگر برق مورد نیاز کوره قوس از نیروگاه‌های فسیلی تامین شود، فرآیند همچنان دارای ردپای کربن خواهد بود. اما اگر شبکه برق متصل به این کوره‌ها از منابع خورشیدی، بادی یا هسته‌ای تأمین شود، کوره قوس الکتریکی به یکی از پاک‌ترین روش‌های تولید فولاد در جهان تبدیل می‌شود.

 

۳. تکنولوژی جذب، جداسازی و ذخیره‌سازی کربن CCUS

در دنیایی که تغییر زیرساخت‌های عظیم تولیدی (مانند تبدیل کوره‌های بلند به واحدهای DRI) زمان‌ بر و بسیار گران است؛ تکنولوژی CCUS که مخفف (Carbon Capture Utilization and Storage) می‌باشد، به عنوان یک راهکار انتقالی عمل می‌کند. این فناوری به جای تغییر در ماهیت واکنش شیمیایی، بر مدیریت پس از تولید تمرکز دارد. در این روش، گازهای گلخانه‌ای تولید شده از دودکش‌های صنایع سنگین توسط سیستم‌های پیشرفته جذب شده، خالص‌ سازی می‌شوند و سپس یا به زیر زمین تزریق و ذخیره می‌گردند، یا به عنوان ماده اولیه در صنایع دیگر (مانند تولید مواد شیمیایی یا سوخت‌های مصنوعی) بازیافت می‌شوند. این تکنولوژی به صنایع اجازه می‌دهد تا در مسیر رسیدن به استانداردهای جدید، از تعطیلی یا توقف تولید جلوگیری کنند.

 

 ۴. الکترولیز مستقیم (Molten Oxide Electrolysis)

در لبه‌های دانش مهندسی، پروژه‌هایی در حال توسعه هستند که هدف آن‌ها حذف کامل نیاز به گاز یا آهن اسکراپ است. تکنولوژی‌هایی مانند الکترولیز اکسید مذاب که در آن سنگ آهن در یک محیط الکترولیتی ذوب شده و با استفاده از جریان الکتریکی مستقیم، آهن خالص جدا می‌شود. اگرچه این روش هنوز در مراحل آزمایشی و مقیاس صنعتی اولیه است، اما پتانسیل این را دارد که فرآیند تولید فولاد را به فرآیندی کاملاً الکتریکی و ساده تبدیل کند.

فولاد سبز

فرصت‌های ژئوپلیتیک و چالش‌های ساختاری ایران

ایران به عنوان یکی از بازیگران اصلی صنعت فولاد در منطقه، در موقعیتی استراتژیک قرار دارد. برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی که برای رسیدن به فولاد سبز با مشکلاتی نظیر کمبود منابع انرژی اولیه روبرو هستند، ایران از پتانسیل‌های منحصر به فردی برخوردار است؛ اما در عین حال، موانع ساختاری و اقتصادی، مسیر این گذار را با پیچیدگی‌های زیادی روبرو کرده است.

 

۱. پتانسیل‌های بالقوه برای پیشتازی در منطقه

الف) ذخایر عظیم گاز طبیعی به عنوان سوخت گذار: بزرگترین دارایی ایران در این مسیر، ذخایر عظیم گاز طبیعی است. در استراتژی‌های جهانی، گذار به فولاد سبز پرش ناگهانی نیست، بلکه طیف است. ایران می‌تواند با استفاده از تکنولوژی‌های موجود، از گاز طبیعی برای تولید آهن در واحدهای DRI استفاده کند و همزمان با سرمایه‌گذاری بر روی واحدهای CCUS (جذب کربن)، آلایندگی این گاز را به شدت کاهش دهد. این مرحله، پلی است برای رسیدن به عصر هیدروژن.

ب) ظرفیت تولید هیدروژن آبی و سبز: ایران پتانسیل بسیار بالایی برای تولید هیدروژن دارد. ما می‌توانیم از دو مسیر حرکت کنیم:

  1. هیدروژن آبی: تولید هیدروژن از گاز طبیعی با استفاده از فناوری جذب کربن (که با ذخایر گاز ما همخوانی دارد).
  2. هیدروژن سبز: با توجه به پهناور بودن ایران و دسترسی به مناطق پرتابش بالای تابش خورشیدی (به‌ویژه در مناطق مرکزی و جنوبی)، ایران می‌تواند یکی از بزرگترین تولیدکنندگان برق خورشیدی برای تأمین انرژی الکترولیزورهای تولید هیدروژن باشد.

ج) زیرساخت‌های موجود و اقتصاد بازیافت: ایران دارای شبکه گسترده‌ای از صنایع فولاد و ظرفیت‌های بازیافت آهن اسکراپ است. توسعه کوره‌های قوس الکتریکی (EAF) که از اسکراپ استفاده می‌کنند، یکی از سریع‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه‌های ورود به چرخه فولاد کم‌کربن در ایران است.

 

۲. موانع پیش روی صنعت فولاد ایران

با وجود فرصت‌ها، واقعیت‌های اقتصادی و فنی، مسیر را دشوار کرده‌اند:

  1. چالش تکنولوژی و تحریم‌ها: تکنولوژی‌های لبه‌ی دانش (مثل الکترولیز پیشرفته یا سیستم‌های بسیار کارآمد جذب کربن) عمدتاً تحت مالکیت شرکت‌های بین‌المللی هستند. تحریم‌ها دسترسی مستقیم به دانش فنی، قطعات یدکی و سرمایه‌گذاری‌های خارجی را محدود کرده است. این امر ایران را وادار می‌کند تا یا به سمت خودکفایی تکنولوژیک (که زمان‌بر است) حرکت کند و یا با هزینه‌های بسیار بالا به دنبال جایگزین‌های غیررسمی باشد.
  2. قیمت‌گذاری انرژی و عدم انگیزه اقتصادی: یکی از بزرگترین موانع گذار سبز در ایران، قیمت پایین انرژی (گاز و برق) برای صنایع است. وقتی هزینه سوخت‌های فسیلی در داخل کشور بسیار پایین است، انگیزه اقتصادی برای سرمایه‌گذاری‌های سنگین و پربازده در جهت استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر یا تولید هیدروژن سبز کاهش می‌یابد. برای گذار به فولاد سبز، نیاز به یک بازنگری در سیاست‌های قیمت‌گذاری انرژی است تا هزینه‌ی آلودگی در قیمت تمام‌شده محصول لحاظ شود.
  3. محدودیت‌های سرمایه‌گذاری و ساختاری: نوسازی واحدهای قدیمی فولاد ایران نیازمند سرمایه‌گذاری‌های میلیاردی است. در شرایط فعلی اقتصاد ایران، تأمین چنین سرمایه‌های کلانی برای پروژه‌هایی که بازگشت سرمایه آنها طولانی‌ مدت است (مانند پروژه‌های هیدروژن‌زدایی)، برای شرکت‌های دولتی و حتی خصوصی بسیار دشوار است.
  4. نیاز به ارتقای شبکه برق و زیرساخت‌های هیدروژن: برای اینکه فولاد سبز در ایران واقعاً سبز باشد، ما نه تنها نیاز به تولید برق سبز داریم، بلکه به یک «شبکه هوشمند» نیاز داریم که بتواند نوسانات انرژی خورشیدی و بادی را مدیریت کند. همچنین، زیرساخت‌های انتقال و ذخیره‌سازی هیدروژن در کشور هنوز در مراحل بسیار ابتدایی هستند.

ایران در یک «موقعیت دوسویه» قرار دارد؛ ما ابزارهای لازم (گاز و خورشید) را داریم، اما بدون اصلاح سیاست‌های اقتصادی، تغییر در ساختار قیمت‌گذاری انرژی و عبور از چالش‌های تکنولوژیک، ریسک از دست دادن بازارهای صادراتی جهانی (مانند اروپا) بسیار بالا خواهد بود.

فولاد سبز

از تئوری تا عمل در مسیر پایداری

برای اینکه صنایع فولاد، به‌ویژه در کشور ایران، بتوانند از این موج تغییر عبور کرده و نه تنها بقا یابند، بلکه در بازارهای جهانی پیشتازی کنند، نقشه راه چهار مرحله‌ای زیر پیشنهاد می‌شود:

مرحله اول: بهینه‌سازی و گذار نرم (کوتاه‌مدت ۱ تا ۵ سال)

  • بهره‌گیری از CCUS: سرمایه‌گذاری بر روی فناوری‌های جذب و ذخیره‌سازی کربن در واحدهای موجود برای کاهش فوری میزان آلایندگی.
  • ارتقای بازیافت: تقویت زنجیره تأمین اسکراپ (ضایعات فولاد) و گسترش ظرفیت کوره‌های قوس الکتریکی (EAF).
  • بازنگری در قیمت‌گذاری: اعمال هزینه‌های زیست محیطی در قیمت انرژی برای ایجاد انگیزه اقتصادی جهت صرفه‌جویی و تغییر تکنولوژی.

مرحله دوم: گذار به سوخت‌های کم‌کربن (میان‌مدت ۵ تا ۱۵ سال)

  • توسعه هیدروژن آبی: استفاده از گاز طبیعی برای تولید هیدروژن در کنار سیستم‌های جذب کربن، جهت استفاده در واحدهای DRI.
  • یکپارچگی با انرژی‌های تجدیدپذیر: ساخت نیروگاه‌های خورشیدی و بادی اختصاصی در مجاورت مجتمع‌های فولادی برای تأمین برق کوره‌های قوس الکتریکی.

مرحله سوم: تحقق کامل فولاد سبز (بلندمدت بیش از ۱۵ سال)

  • اقتصاد هیدروژن سبز: جایگزینی کامل گاز طبیعی با هیدروژن حاصل از الکترولیز آب.
  • خودکفایی تکنولوژیک: تبدیل شدن به تولیدکننده تجهیزات و دانش فنی مرتبط با فرآیندهای بدون کربن.

مرحله چهارم: اقتصاد چرخشی کامل (پیوسته)

ایجاد سیستمی که در آن فولاد به عنوان یک ماده بازیافتی بی‌نهایت، در چرخه‌ای بسته بین تولید، مصرف و بازیافت بدون تولید کربن جدید، در جریان باشد.

 

در پایان:

زمان «بحث درباره ضرورت تغییر» به پایان رسیده و اکنون زمان «اجرای تغییر» است. فولاد سبز دیگر یک انتخاب لوکس یا شعار تبلیغاتی نیست؛ بلکه تنها راه عبور از تنگنای زیست‌ محیطی و مالیاتی در قرن بیست و یکم است. صنایعی که امروز برای گذار از سنتی به سبز برنامه‌ریزی نمی‌کنند، در آینده‌ای که کربن یک هزینه سنگین خواهد بود، در حاشیه تاریخ صنعتی قرار خواهند گرفت.

 

مطالب پیشنهادی: